پیاده شین، ایستگاه آخره، ته خط ِ !
ما اینجا را خعلی خعلی دوست می داریم، لذا (لذا یک موجود لوس است که حتما ً باید
نازش را به قمیت گزافی خریداری کرد، در غیر این صورت دمار از روزگارتان در خواهد
آورد.) لذا، تو پرانتز خواهشمند است، پرانتز بسته [و دیوونه سعی در جدی جلوه
دادن داستان دارد!] ما اینجا را ترک گفته، چون می ترسیم آنقدر که ما دوستش داریم
پرو شود و ییهو ما دست از دوست داشتنش برداشته، و موجب دل شکسته شدن
ببعی هایمان شویم. عاقلا می گن تا چیزی رو دوس داری باید دل ازش بکنی!
[فیس متفکر، موها مث انیشتن تو هوا!]
- دینگ دینگ دینگ.... پرواز شما 725 به مقصد قبرستان....
- برا چی تو حرف من می پری، ابلــــــــــــــــــــــــــه؟ داریم ناسلامتی دو کلوم با ملت اختلات
می کنیما، اگه چش داش! ایــــــــش! ببعی! (بین خودمان بماند ما دلمان برای این ببعی که
مدام میان کلام هومایونیمان می پرد هم تنگ می شود!)
خصوصی نوشت: ای کسی که ببعی های ما را خورده بودی، بدان و آگاه باش، که خدا
خیرت می دهد! که ما بسی از شما سپاسگذاریم که موجبات دل کندن ما را فراهم آوردید!
+ تشکرات از همگان!
+زَد زیاد! [از این ژستای های هیتلری]
- نوايـی نوايـی ....
[و دیوونه زیر آواز می زند، که بسی کتک خورش ملس است!]
- نمی خوای گورتو گم کنی؟




